عـــــــــــا دی




یه آی دی عادی
masihaaddee
یه پیشینه ی عادی
موضوعات عادی
آخرین یادداشت های عادی


یه آمار عادی : 553905

Powered by BlogSky.com

جمعه 26 مهر‌ماه سال 1387
کفر چو منی ... ؟؟؟!!!

   

سلام   

  

بسْم اللَّهِ الرَّحْمَن الرَّحیم 

قلْ یَا أیهَا الکَافِرُونَ

لا أعبُدُ مَا تعْبُدُونَ

وَلا أنتمْ عَابدُونَ مَا أعْبُدُ

وَلا أنا عَابد مَّا عَبَدتمْ

وَلا أنتمْ عَابدُونَ مَا أعْبُدُ

لکمْ دِینکمْ وَلِیَ دِینِ

  بگو اى کافران

          آنچه مى‏پرستید نمى‏پرستم

                 و آنچه مى‏پرستم شما نمى‏پرستید

                          و نه آنچه پرستیدید من مى‏پرستم

                                و نه آنچه مى‏پرستم شما مى‏پرستید

                                      دین شما براى خودتان و دین من براى خودم 

 

 

تا حالا به این سوره عجیب فکر کردی ؟

با اون تکرار راز آلودش ؟

راستی چرا دو بار

یه مفهوم

تکرار شده توی این سوره ؟ 

آیا معنی آیه ی آخرش می تونه این باشه که

عیسی به دین خود و موسی به دین خود ؟

یعنی شما برید پی کارتون و

منم پی کار خودمم و

کاری به کار هم نداریم ؟!! 

اصلا این کافرونی که

مخاطب این سوره هستن کیان ؟ 

می گن این سوره نازل شده تا

پیامبر اسلام

خطاب به کفار قریش بخونتش و

خط خودشو از اونا جدا کنه و شفاف  

تازه بعضیام می گن اونم نه خطاب به همشون

فقط اون بخشیشون که تا آخر کافر موندن و مسلمون نشدن 

پس یعنی

این سوره تاریخ مصرفش

با بقیه ی سوره ها فرق داره و

فقط تو همون دوران صدر اسلام کاربرد داشته ؟ 

اما

مگه نمی گن

قرآن

کتابیه برای راهنمایی بشر در تموم زمونا ؟ 

می شه این طور گفت که

قرار بوده پیامبر اسلام با این سوره

راه خودشو از راه کفار جدا کنه و

صریحا اعلام کنه که باهاشون سر سازش نداره  

مخصوصا با اون پیشنهاد ابلهانه ای که بهش داده بودن

خب

تو این دوره و زمونه که پیغمبر خدا نیست

چه پیامی می تونه در بر داشته باشه این سوره ؟ 

می شه گفت

بقیه ی مسلمونا هم

در طول تاریخ

وظیفه داشتن و دارن و خواهند داشت که

به سیره ی پیامبرشون عمل کنن و

به طور شفاف اعلام کنن که

با کفار سر سازش ندارن و

سر اصول اعتقادیشون حاضر به معامله نیستن با اونا ؟ 

یعنی این که

باید خطمونو از کافرا جدا کنیم و

مواظب باشیم که در دام کفر نیفتیم ؟ 

اما به این سادگیه ؟ 

می تونی با اطمینان خاطر بگی که

تو با کافرا راهت یکی نیست ؟ 

با اونایی که می گفتن

چون پدرامون فلان دینو داشتن

ما هم به همون دین اجدادمون وفاداریم ؟

به نظرت کی می تونه چنین ادعای بزرگی بکنه ؟ 

یعنی

من و تویی که

دینمونو ارث بردیم از پدرا و مادرامون و

معلوم نیست که اگه

توی یه خونواده ی بت پرست به دنیا می اومدیم

جراتشو داشتیم که

جزو کسانی باشیم که

یستمعون القول ...

می تونیم ادعا کنیم که

با کفار قریش

هیچ شباهتی نداریم ؟ 

شنیدی که می گن

فاصله ی بین ایمان و کفر

به اندازه ی ترک نمازه ؟ 

من و تو هیچ وقت

نمازمونو ترک نکردیم ؟! 

( تازه به اینم باید توجه کرد که

خود خدا

توی همون قرآن می گه که

وای بر نمازگزاران !!! ) 

یعنی فکر می کنی

همین که من و تو

از یه پدر و مادر مسلمون به دنیا اومدیم و

گاهی وقتی یه شهادتینی می گیم

دیگه مبرا شدیم از شرک و کفر ؟! 

کفران نعمتو می دونی به چی می گن ؟

من و تو هیچ وقت

کفران نعمت نکردیم ؟ 

من و تو هیچ وقت

حقی رو نپوشوندیم و

باطلی رو بر حق جلوه ندادیم ؟ 

معنی کفر می دونی چیه ؟ 

شنیدی حتما که

می گن که

پیامبر اومده که

اسوه ی حسنه باشه برای خلق و

امتش وظیفه دارن که

به راه او برن و

از او الگو بگیرن توی کاراشون 

ولی به این فکر کردی که

همون پیامبر وقتی خرما خورده بود منع نکرد خرما خوردنو ؟

در مورد مصداق این سوره

من و تو آیا

حق داریم با این بضاعتمون

خودمونو از از اونایی که کافر می دونیم برتر بدونیم و

به دیده ی تحقیر بهشون نگاه کنیم ؟ 

حتما

دقت کردی که

این سوره حرفاییه که

پیامبر اسلام مامور شده بگه  

و بی کم و کاست

و حتی بدون حذف قل دستوری اولش

اونو به دیگران منتقل کرده 

خب

این می تونه نشونه ی امانت داری محمد امین باشه و جبرئیل امین

و شاید بتونه

نشونه ی این باشه که

هر کس دیگه ای هم که

مخاطب قرآنه و

بهش ایمان داره

مخاطب این دستوره 

اما 

آیا من و تو

به حدی رسیدیم که

بتونیم خودمونو بری از کفر ببینیم و

بعد بریم بزنیم توی پوز کسایی که کافر می دونیمشون و

اونا رو لایق ندونیم ؟ 

تا حالا به این فکر کردی که

من و تو دینمونو از کجا گرفتیم و

چه طوری شناختیم و

اصلا چه استنباطی از دین داریم ؟ 

اگه به عقب برگردیم

می بینیم که

از اول بچگی

یه سری حرفا رو پدرا و مادرامون توی گوشمون خوندن و

یه سری حرفا رو از معلمامون شنیدیم و

یه سری حرفا رو از مداحای هیاتای عزاداری شنیدیم و

اگه یه کم مذهبی تر بوده باشیم

یه سری حرفا رو از پای منبرای

یه سری روحانی یا خانوم جلسه ای ( بسته به جنسیتمون )

شنیدیم و

اگه اهل مطالعه بوده باشیم

یه سری حرفا رو هم جسته و گریخته

از توی کتابا خوندیم و

یه سری مفاهیم رو هم

از اعمال کسانی که

مدعی دین دارین برداشت کردیم و

در حد فهم و درک محدود خودمون

پردازش کردیم و

اونا رو به هم بافتیم و

توی ذهنمون

یه چیزی ساختیم که

بهش می گیم

دین 

و جالبه که

هر کدوممون

بر این عقیده ایم که

همون چیزی که توی ذهنمون داریم 

یا

به عبارت دقیق تر

از طریق قوه ی واهمه ی خودمون

بهش دست پیدا کردیم

اصل دین اسلامه و

همون چیزیه که

پیامبر اسلام مامور ابلاغش بوده 

اینه که ما مسلمونا

حتی در مسائل اساسی هم

ادراکامون شبیه هم نیست 

مثلا

بعضیامون

برای علی جایگاهی خدایی قائل می شیم و تا حد شرک پیش می ریم

بعضیامون

ایشونو حلقه ای برای اتصال به حق می دونیم

بعضیامون

اون قدر با علی عناد داریم که حتی

ساده ترین راه برای نیل به سعادت ابدی رو

کشتن سه نفر از شیعیان علی می دونیم (؟؟!!!!)

و بعضیا هم بودن که  

به نیت استحباب ایشونو صب می کردن  

و بعضیا هم بودن که

برای نجات اسلام

ایشونو واجب القتل دونستن و

به این عقیدشون عمل هم کردن 

حالا

به نظرت

کدوممون مسلمونیم ؟! 

البته

با توجه ویژه به این نکته که

این اختلافایی که در نوع ادراک مثال زدم

همشون بین کسانی وجود دارن که

همشون خودشونو مسلمون می دونن  

و گرنه اگه

دایره رو بخوای وسیعتر کنی و

غیر مسلمونا رو هم توش بگنجونی که دیگه

وضع پیچیده تر می شه 

با این تفاصیل

کدوممون حق داریم بر اساس سوره ی شریفه ی کافرون

بقیه رو کافر بدونیم و خط خودمونو جدا کنیم از اونا ؟ 

حالا اگه یکی باشه که

مبانی اعتقادیش قوی باشه و

به دستورات دین عمل کرده باشه و

در حدی باشه که بشه بهش گفت رهرو پیامبر اسلام یه چیزی

اما تکلیف من وتویی که این همه ضعف داریم توی مبانی دینمون با این سوره چیه ؟ 

فکر نمی کنی که

اول باید

یه تکیه گاه قابل اتکایی برای ایمانمون پیدا کنیم

و فرقانی برای تمایز حق و باطل و

حجتی برای درست بودن اندیشه هامون و

برداشتامون از دین ؟ 

تا حالا فکر کردی که

اون روحانی ای که

تو اسلامتو ازش گرفتی

خودش اگه

خیلی

خیلی

خیلی

توی کار دین

و شناخت دین

پیشرفت کنه

تازه می شه یه مرجع تقلید ؟ 

و یه مرجع تقلید

اگه

خیلی

خیلی

خیلی

جامع الشرایط باشه

تازه فقط می تونی در مورد احکام عملی شرع ازش پیروی کنی ؟ 

و مسئولیت و فرجام برداشتی که از دین داری

فقط و فقط

بر عهده ی خودته و

بس ؟ 

البته نمی خوام نقش متخصصین امور دینی رو انکار کنم

منظورم اینه که

تنها می شه از اونا

درس گرفت و حرفاشونو شنید

و در نهایت

این قوای عقلانی خودمونه که

باید بر توهماتمون چیره بشه و

هر چی رو که با عقل موافق می بینه جدا کنه از خیالات واهی و

یه حجت محکمه پسند پیدا کنه برای ایمانش

... 

ای بابا

به کجا رسید این سلسله ی سوالا ! 

راستش

چیزی که باعث شد شروع به نوشتن این متن بکنم

این بود که

ماه رمضون امسال

شب شهادت حضرت علی (ع)

وقتی به سوره ی کافرون فکر کردم 

با خودم گفتم

اگه یه روزی

متوجه بشی که

حتی

ممکنه تو هم مخاطب آیات این سوره باشی  

یعنی

اگه بشینی و

در خودت با نظر منصفانه نظری بندازی و

متوجه بشی که

ممکنه

یه بار از این تکذیب مضاعفی که توی سوره تکرار شده

خطاب به کفار قریش بوده باشه و

یه بارشم

بعد از یه عمر مسلمونی

خطاب به خودت باشه

چه حالی بهت دست می ده ؟!! 

نکنه که یه وقت

من و تو

به خیال این که مسلمونیم

یه عمر خودمونو گول بزنیم و

در حقیقت

به دینی معقد باشیم که

ساخته و پرداخته ی توهمات

و حاصل عمل قوه ی واهمه ی خودمونه و

نه تنها

با دینی که

پیامبر اسلام مامور ابلاغش بود سنخیتی نداره که

حتی

مایه ی دلسردی مردم از اون دین رحمت می شه و

آخر کارم

خدای نکرده پیامبر خدا من باب برائت بهمون بگه که 

من عبادت نمی کنم اون خدایی رو که

توی ذهن خودتون ساختین و

به جای خدای ارحم الراحمین به مردم معرفیش می کنین و

خودمونو مخاطب آیه ی آخر اون سوره ی عجیب ببینیم که

لکم دینکم 

ولی دین 

... 

التماس دعا  

سربلند بمونیم و ایرونی