عـــــــــــا دی




یه آی دی عادی
masihaaddee
یه پیشینه ی عادی
موضوعات عادی
آخرین یادداشت های عادی


یه آمار عادی : 553882

Powered by BlogSky.com

چهارشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1386
مدعی

 

سلام

  

 

 

اول : اصحاب نظر ؛

 

 

صاحب نظر بودن

حق طبیعی هر انسانیه و

شاید بشه گفت در بعضی موارد

عامل تمایز انسان از سایر موجودات عالمه

و در بعضی از مواردم

عامل تمایز انسانهای فوق عادی از عادیه

 

اما به طور کلی

داشتن رای و نظر به تنهایی

چیزی رو اثبات نمی کنه

و اگه من و تو

به این نکته توجه نداشته باشیم که

غیر از ما هم

دیگرانی توی این دنیای فانی هستن که

در گوهر انسانیت با ما شریکن و

دارای قوه ی تعقل و ادراکن و

حق دارن که نظر خودشونو هر چند خلاف واقع باشه بیان کنن و

ازش دفاع کنن و براش

ارائه برهان کنن

 

اون وقته که به سمت نوعی پر مدعایی قدم برداشتیم

 

 

 

دوم : نخبه ها هم می میرند !!  ؛

 

 

وقتی یه انسان عادی می میره

بیشتر آدمای عادی دور و برش

یه جورایی مورمورشون می شه !!

 

اونا عمیقا احساس می کنن که

ممکنه مسافر بعدی خودشون باشن که

بار سفر از این دنیای فانی رو ببندن و

یا به جایی برن که

اطلاعات خیلی دقیقی در بارش ندارن

و یا دستشون از این دنیا و مواهبش کوتاه بشه

( بسته به نوع و زاویه ی نگرششون ... )

 

...

 

وقتی یه انسان فوق عادی می میره

آدمای عادی بیشتری باورشون می شه که

بالاخره یه روزی باید راهی بشن و بگذارن و بگذرن

(و بازم بسته به نوع و زاویه ی نگرششون

برای مدتی تغییری در رویه ی عادی

زندگیشون می دن )

 

...

 

اما بین این دو دسته از آدما

یه دسته ی دیگه هم هستن

 

همون نخبه هایی که

مسیح عادی در بارشون کم ننوشته توی این وبلاگ عادی

 

به نظرت

 

نخبه ها هم از مرگ دیگران

یا حداقل از مرگ نخبه های دیگه

همین درسو می گیرن ؟

 

...

 

 

 

سوم :  پر ادعا !!!  ؛

 

 

از نظر عادی مسیح عادی

پرمدعا بودن تعریف خاصی داره

این که شخصی

دائم ادعاهای جورواجور بکنه و

توی زمینه های مختلف خودشو صاحب نظر بدونه

اگر چه می تونه امر پسندیده ای نباشه

اما

معمولا پرمدعایی نام نمی گیره

به چنین شخصی

توی لفظ آدمای عادی می گن

همه کاره و هیچ کاره

یا شایدم ؛ خالی بند !!!

 

اما

نوعی ادعا که درش یه انسان زمینی

لقمه ی گنده تر از دهنش بر میداره !!!؟؟؟؟

و یا حالتی که او

ادعای زیادی در زمینه ای خاص داره

به نحوی که حاضر نیست

به ادعاهای دیگران توجهی بکنه

و نظر هیچ شخص دیگه ای رو معتبر

و یا حتی قابل شنیدن بدونه

در نظر مسیح عادی

پرادعایی دونسته می شه

 

 

مسیح عادی

این گفته ی

دانشمند عادی و زمینی و غیر ماورایی ایرانی

بزرگمهر بزرگو همیشه به یاد داره که می گه :

 

همه چیز را همگان دانند و ...

 

...

 

 

 

چهارم : یه ادعای بزرگ  ؛

 

 

مهران از اون دسته دوستامه که

بر خلاف تفاوت سنی قابل توجهی که با هم داریم

توی بسیاری از موارد

نظراتمون به هم نزدیکه

 

برای پست قبلیم نوشته بود ؛

 

 

مدعی بودن به نظر من اصلا جنبه منفی نداره

چون هر کدام از ماها توی یک زمینه ای احساس می کنیم که

حرفی برای گفتن داریم

پس ادعاش را هم داریم

اما

 

جائیکه پارا از این فراتر بگذاریم و به جزء ادعا

 - حالت تکبر -خودبینی مفرط - خودبزرگ یینی و ... -

را هم وارد ماجراء کنیم

طوریکه احساس کنیم که فقط من این امتیاز را دارم

و مداوم این ( من ) را به کار ببریم :

آن وقته که جنبه منفی پیدا می کنه

که اسمش چیزی فراتر از ادعا خواهد بود .

 

چون طرف بخاطر این ( من ) از بالا به دیگران نگاه می کنه

و دیگران را حقیر و کوچک می بینه

و هر روز این احساس درونش تقویت میشه

و خودش را برترین می دونه .

 

اما یادش رفته که :

اولا ؛

هرچی که داریم از خداست و همه عاریه ای

 

دوما ؛

دست روی دست بسیار است .

 

 

و مهتای عزیز یه ادعای بزرگ کرده بود که ؛

 

من هیچ ادعایی ندارم

 

 

و عقیق پاکنهاد  ؛

 

 

 

از قدیم گفتن سرو هرچه پر بار تر سرش فرودتر...

ادعا مکر نفسیست

که حق گردن فرازیو را به انسان میده

تا او را نابود کنه.

پناه بر خدا از کید نفس.

 

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی...

 

 

...

 

 

... ادامه داره ...

 

 

 

سربلند بمونیم و ایرونی