عـــــــــــا دی




یه آی دی عادی
masihaaddee
یه پیشینه ی عادی
موضوعات عادی
آخرین یادداشت های عادی


یه آمار عادی : 553927

Powered by BlogSky.com

جمعه 5 مرداد‌ماه سال 1386
ادعا

 

 

سلام

 

 

اول : تبریک ؛

 

 

مناسبت برای تبریک گفتن زیاده این روزا

 

:)

 

پس مسیح عادیم خیلی عادی  تبریک عرض می کنه ...

 

...

 

 

 

دوم : فراغ ! ؛

 

خب

 

بالاخره حسابرسی این دوره هم تموم شد

 

خدا به داد حسابرسی نهایی برسه ...

 

...

 

اگه خدا بخواد

 

از این به بعد قاعدتا

 

وقت بیشتری برای نوشتن باید  پیدا بشه

 

تا ببینیم

 

...

 

 

 

سوم : مدعی ؛

 

 

ادعات شده تا حالا ؟

 

نه ؟!!

 

امکان نداره

 

توی زندگیمون

هممون ادعاهای زیادی کردیم

و ادعاهای زیادیم شنیدیم و دیدیم و حس کردیم

 

اما

فقط بعضیامون به پر مدعا بودن معروفیم

عنوان پر مدعا

معمولا عنوانی نیست که داشتنش

برای دارندش

افتخاری محسوب بشه

و یا حتی دلپذیر و پسندیده باشه

البته

گاهی حتی

مدعی بودن و ادعا داشتنم

ناپسند دونسته می شه ها

 

مثلا توی این بیت آسمونی که می گه :

 

مدعی خواست کز این شعله چراغ افروزد ...

 

لسان الغیب مدعی رو در حالتی به کار برده که

همون حالت ناخوشایند پرادعا بودنو القا می کنه

 

اما

ادعا داشتن

اصلا و ذاتا خصیصه ی ناپسندی نیست

مثلا

وقتی کسی در زمینه ای اعم از فرهنگی ، علمی ، پزوهشی ، رزمی ، بزمی یا ...

خودشو صاحب نظر می دونه

و یا احساس می کنه که

حرفی برای گفتن داره

این احساسو از طریق ادعا بیان می کنه

و به این ادعای خودشم می باله

مثل رجز خونیهایی که قدیم ندیما توی میدون جنگ می شده و

امر ناپسندی هم نبوده

 

پس تا اینجای کار یعنی

این که من یا تو یا هر کس دیگه ای

خودمونو صاحب نظر بدونیم توی هر زمینه ای

چیز بدی نیست

 

اما

کار از وقتی به سوی خرابی پیش می ره که

صاحب نظر بودنو پیش خودمون

طوری معنی کنیم که

حالت انحصاری پیدا کنه

 

...

 

این که من در زمینه ای صاحب نظرم

 

ذاتا هیچ چیزی رو به اثبات نمی رسونه و ...

 

...

 

ادامه داره ...

 

 

سربلند بمونیم و ایرونی