عـــــــــــا دی




یه آی دی عادی
masihaaddee
یه پیشینه ی عادی
موضوعات عادی
آخرین یادداشت های عادی


یه آمار عادی : 553927

Powered by BlogSky.com

جمعه 22 تیر‌ماه سال 1386
بعدا در باره ی سکوت خواهم نوشت !!

 

سلام

 

آن سفر کرده

که دین و دل من از پی اوست

هر کجا هست

خدایا به سلامت دارش

 

تو هم براش دعا می کنی ؟ 

 

اول : سکوت ؛

 

 

سکوت زیباست

اگر در آگاهی ریشه داشته باشد

در غیر این صورت

سراسر تهی است

اشو

 

 

دوم : خموش !!! ؛

 

بالاخره باید نوشت

 

نمی شه که بگی

 

نوشته ی بد وجود نداره

 

و بعد

 

شعار بدی که نوشته هایی که افراد عادی می نویسن

از نوع پارس سگ بچه هاییه که

توی داستان ملای رومی اومده !!!!

 

راستش

وقتی اون پست قبل از قبلی رو می نوشتم

توجه خاصی به این موضوع داشتم که این دو حرف

باهم تعارض دارن ...

 

اما مگه مهمه ؟

خب

او که از قولش نوشتم

آنگونه نگاشته و

مسیح عادی اینگونه می اندیشه که

سکوت چیز خوبی نیست

حتی سکوت افراد عادی

و حتی سکوت مغرضین

البته ...

 

...

 

به هر حال

سال سال جهانی ملای رومیه و

مسیح عادی نه در جایگاهیه که بخواد خدای ناکرده ایشونو نقد کنه

و نه اصلا قصد چنین جسارتیو داره

 

اونم توی این دور و زمونه ای که حتی دولت فخیمه علنا می گه

هیچ نشریه ای حق نداره خودشو منتقد دولت بدونه !!!

 

خداییش

وقتی یه دولت ... متشکل از ...  !!

حق انتقاد از خودشونو به نشریات معتبرم نمی ده

این مسیح حقیر عادی که دیگه ول معطله

 

...

 

 

 

سوم : ننوشتن ؛

 

 

... تو کم نویس شدی ...

...

عادی بودن یعنی نبودن و وقت نداشتن؟

عادی بودن یعنی قایم شدن؟
عادی بودن یعنی کنار رفتن؟
عادی بودن یعنی ننوشتن؟
عادی بودن یعنی .......؟

...

چقدر از خودت تعریف میکنی

و تو هر پست یا میگی مسیح یا میگی عادی
برو به پستهای غیر عادیت سر بزن
ببین چند بار کلمه مسیح و عادی را بکار میبری
خودت بگو این یه جور عقده خود کم بینی نیست

...

من کیم؟
اونا کی هستن؟
و خدا
و خدا کیست...............!؟

 

...

 

:)

 

ننوشتن

حتی تصورشم

کار سختیه

 

اما نوشتن

از اون سخت تر می تونه باشه

خصوصا وقتی که

مثل مسیح عادی باشی

با سه خصوصیت اساسی

ترسو

کمرو

و عادی

 

خب

یه روز دلت می خواد از مسائل اجتماعی بنویسی

ولی می بینی

مسائل اجتماعی توی جامعت

طوری با سیاست عجینه که

هر نقدی بکنی

می تونه به متنی ضد دولتی تعبیر بشه !!

 

یه روز می خوای از اقتصاد و بنزین و اقشار آسیب پذیر ( مستضعفین اسبق ! ) و سریال پول کثیف و تلاش کثیفی که برای تبرئه ی مفسدین واقعی و دادن آدرس انحرافی می کنه و ... بنویسی

بازم می بینی

ممکنه ازش به عنوان یه بیانیه ی سیاسی یاد بشه

 

یه روز می خوای از روش انتشار اخبار در تلویزیون انتقاد کنی و مثلا بگی یارو اومده می گه اسمشو نبر پشت درای بسته (؟؟؟!!!) استادای رشته ی اقتصاد دانشگاهو جمع کرده تا اگه اونا در زمینه رشته ی تخصصیشون حرف حساب دارن (؟؟؟!!!) بشنوه و ضمنا حرف حساب خودشو هم بهشون بزنه !!!!!!

اما باز می بینی که یه جورایی ممکنه ازش به عنوان توهین به دولت یا رسانه ی ملی یاد بشه

 

یه روز می خوای از تقوی و امر به معروف و معروفیت راست گویی و نهی از منکر و منکر بودن دروغ  و ادعای کذب بنویسی و مثلا بگی این که ... نامی ادعا می کنه فلان مجلس تونسته اعتماد اکثریت ملتو به درستکاری و صداقتش در رد صلاحیتای کاندیداها جلب کنه مستحق امر به معروف و نهی از منکره اما بازم می بینی که این نوشته هم می تونه به نوعی سیاسی دونسته بشه و اونم از نوعای خفنش که در آستانه ی انتخابات مجلس می تونه کمی تا خیلی دردسر ساز بشه برای یه موجود عادی مثل مسیح

 

یه روز می خوای از عشق و عاشقی و جذبه و کشش و لذت و ارزش اونا بنویسی اما می ترسی اونایی که می شناسنت بهت شک کنن که نکنه این مسیح حقیر عادی سر پیری یاد معرکه گیری افتاده و گلوش گیر کرده پیش زیدی و قدر زن و زندگیشو نمی دونه و باید به داد اهل و عیالش رسید و ارشادش کرد و با خونوادش آشتیش داد و ...

 

یه روز می خوای از لزوم تعامل انسانها با هم و فرار از تنها بودن و برای رسیدن به حق به تن ها پناه بردن و مسیر سیر الی الله رو از میون خلق پیدا کردن بنویسی اما می ترسی یکی که خودش مروج روابط آزاد میون دخترا و پسرا و خانوما و آقایونه بیاد و بهت تهمت بزنه که می خوای حرمسرا راه بندازی و به دنبال تماس بدنی (؟؟!!) با همنوعانتی و ...

 

یه روز می بینی جرات نوشتن هیچی رو نداری و می خوای از خودت و حال و روزت بنویسی اما می ترسی یکی بیاد و بهت بگه چه قدر از خودت ممنونی !!! نکنه خودتو به رستورانم دعوت می کنی ؟؟؟؟!! و ... یا این که بگه زندگی سخت شده و درآمدا کمه و تو هم این وبلاگو وا کردی برای امرار معاش و ...

 

یه روز دلت می خواد از ماه تیر و مناسبتاش بنویسی اما می بینی توی این ماه یه هیجدهمی وجود داره که نوشتن در بارش کار هر کسی نیست و ...

 

یه روز می خوای ... اما ...

 

...

 

خب

 

سکوت چه طوری متولد می شه ؟

 

من که هنوز نمی دونم ...

 

...

 

 

چهارم : کارآمدان ؛

 

 

خدا

روم به دیوار

خدای ناکرده

این مجلس و دولت کارآمدو نگیره از این ملت غیور سرافراز همیشه در صحنه

به حمدالله از صدقه ی سر چنین مسئولین عمل گرایی

تموم مشکلات ناشی از چهار سال قانونگذاری تحت فشار و پر از محدودیت خائنین قبلی اعم از فساد اداری و مالی و گرونی و تورم و قاچاق گسترده و انحصاری و فقر و فحشا و ارتشا و نداشتن لباس ملی و مد ملی و ... مرتفع شده و

روز به روز شاهد شکوفایی هر چه بیشتر ظرفیتای بالای بلا استفاده ی ملی هستیم

 

یادمه آخرین باری که فریب خوردم

به یکی از دوستام گفتم که

راست می گن که

آدمیزاد ظرفیتای استفاده نشده ی زیادی داره

که بعضیاشون ممکنه تا زمان مردن هم شکوفا نشن

و اون روزا مسیح پی برده بود  به میزان بالای پتانسیل خودش برای حماقت !!

واقعا قبل از اون اتفاق فکر نمی کردم تا اون حد بتونم ابله باشم

خب

این حرفا رو قبلا نوشته بودم و تکراریه

 

فقط خواستم مثالی زده باشم ...

 

اما

این روزا

ملت ایرانم داره به ظرفیتای جدیدی در درون خودش دست پیدا می کنه

وضعیتی که در اثر کاردانی و لیاقت فوق العاده ی

دولتمردان شجاع و پیشرو و منتخب خودش

و در واقع به دست خودش ایجادش کرده

...

 

 

 

پنجم : رندی ! ؛

 

بین شعرای ایرونی

حافظ به رندی معروف شده

اما این که

ملای رومی می گه که

هر کسی از ظن خود شد یار من

از نظر مسیح عادی رندانه ترین مصراع کلیدیه که

راهو برای هر اظهار نظری در مورد گفته هاش

باز می ذاره

و در عین حال

اون اظهار نظرا رو

پیشاپیش بی اعتبار می کنه !!

 

البته

مسیح عادی

به واسطه عادی بودنش

تاحالا سعی کرده نظر عادی خودشو

در مورد همه ی مسائلی که باهاشون برخورد کرده

و لازم دونسته

و جرات کرده بنویسه

بنویسه و نوشته و بازم خواهد نوشت

و این رندی استاد تاثیری نداره در رویه ی عادیش

 

همون طور که قبلا هم

در مورد اون تاویل وطن دوستی

که در اشعار این شاعر و عارف مسلمون والا مقام ایرونی بود

و از ظن مسیح نوعی تحریف عارفانه محسوب می شد

نظر محالف خودشو نوشته توی همین وبلاگ

اما فعلا

بحث در باره سکوت

بمونه برای وقتی بهتر

 

...

 

 

 

ششم : عدالت   ؛

 

رئیس محبوب جمهوری اسلامی

که با رای برخواسته از خوابهای صادقه ی مومنین

در هاله ای از نور و معنویت

و با تاییدات ماورایی

در نهایت ادب و

خاکساری

و با شجاعت و صراحت و صداقت و شفافیتی وصف ناشدنی

پس از بوسه ای تاریخی بر دستان مراد خود

به این جایگاه شامخ تکیه زد

وعده هایی داد

که داره در کمال تعهد

بهشون جامه ی عمل می پوشونه

یکی از مهمترین وعده های او هم که

زنده کردن ارزشهای اول انقلاب بود

همین حالو داره

 

البته

همه می دونن

ارزش و ضد ارزش

چیزای مطلقی نیستن

و ممکنه

کسی چیزی رو ارزش بدونه

و دیگری همونو ضد ارزش

 

پس کسی نمی تونه احیانا خرده بگیره که

تقلیل ارزشهای زمان حضرت امام

به کوپنی شدن بنزین و

سهمیه بندی آب و

قطع مکرر برق و

گیر دادن ... و

... و

امثالهم

کار درستی نیست

 

چون

درست یا نادرست بودن هم

چیزای مطلقی نیستن

 

...

 

 

 

هفتم : بازم سکوت ؛

 

 

لو

سکت الجاهل

ما اختلف الناس

علی (ع)

 

 

هشتم : فعلا  ؛

 

 

... بماند ...

 

 

 

سربلند بمونیم و ایرونی