عـــــــــــا دی




یه آی دی عادی
masihaaddee
یه پیشینه ی عادی
موضوعات عادی
آخرین یادداشت های عادی


یه آمار عادی : 553927

Powered by BlogSky.com

چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1385
بازم همون زندگی

 

سلام

...

فارِغ از شمارش :

 

- می دانی زندگی یعنی چه ؟


- نمی دانم .


- زندگی یعنی غرور، زندگی یعنی گذرکردن بی تفاوت ، زندگی یعنی خندیدن به صدای شکم گرسنه ای در کنار گذر خیابان ...


- می دانی زندگی یعنی چه ؟


- نمی دانم .


- زندگی یعنی کوبیدن در گوش پسرک کوچکی که در خیابان گوشه شلوارمان را گرفته و برای خریدن آدامس هایش التماس می کند ... چارتاش صد تومن ... تو رو خدا ...


- زندگی یعنی بستن چشم ... یعنی ندیدن . ندیدن پسرک کوچکی که با پنج تومنی کوچکش از مغازه خواربارفروشی بیرون می آید ... مش کریم بقال دیروز و ریاست محترم سوپرمارکت

چهار فصل امروز به او گفت : پنج تومنی هیچی نداریم ...


- می دانی زندگی یعنی چه ؟


- نمی دانم .


- زندگی یعنی ندیدن عرق بر پیشانی پدری که فرزندش بستنی فروش کنار خیابان را با دستهای کوچکش به پدرش نشان می دهد و او را می کشد... بعدا می خرم ...


- زندگی یعنی دروغ . زندگی یعنی تزویر. زندگی یعنی یک سراب بزرگ ..


- می دانی زندگی یعنی چه ؟


- نمی دانم .


- زندگی یعنی یک کمربند ، کمربندی که زیر شکم او گم شده است ، اویی که با خون جگرهای هزاران نفر بزرگترین مجلس عزای حسین را برپا کرده است ...


- زندگی یعنی رها کردن . زندگی یعنی گم شدن ...


- می دانی زندگی یعنی چه ؟


- نمی دانم .


- زندگی یعنی جمع شدن در ماشین ، روشن کردن یک سیگار برگ ، قایم کردن شیشه ویسکی زیر صندلی و بلند کردن صدای آهنگ مایکل و گذشتن از همه این چیزها با سرعت ...

- زندگی یعنی دل شکستن ... زندگی یعنی له کردن ... زندگی یعنی زیر پا گذاشتن همه چیز...

- زندگی یعنی خندیدن .. خندیدن به همه آنهایی که زیر بار سنگین زندگی له می شوند ..


- زندگی یعنی کج شدن کمر یک مرد ..


- زندگی یعنی قالب زدن آجر زیر آفتاب هوای پنجاه و پنج درجه، با دست های کوچک پسرک هشت ساله... از ساعت پنج صبح ، تا هفت شب ..


- زندگی یعنی نگاه پسرک کوچک پا برهنه از پشت شیشه های بلند و کشیده یک رستوران ..

- زندگی یعنی پدری که به خاطر دیه برای فرزندانش خودش را به زیر ماشین پرت میکند

( من که برای بچه هام فایده ندارم ، بلکه مردنم براشون سودی داشته باشه )


- زندگی یعنی ماهی سی هزار تومان، فقط همین ...


- و زندگی با همه این چیزها ، یعنی ساختن حسینیه یک میلیارد تومانی ...


- زندگی یعنی خون بالا آوردن دخترک دم بخت در کنار دار قالی ...


- و درآخر، زندگی یعنی پایین کشیدن شلوار کارگر کوچولوی کارگاه شکلات سازی ، به خاطر یک مشت شکلات که برای خواهر کوچکش از کارگاه کش رفته بود ، در زیر بازارچه جلوی همه رهگذران ... زندگی یعنی همین ...

- زندگی یعنی یک تمسخر بزرگ ... یک ریشخند ابدی ..


- زندگی یعنی صفر...

- زندگی ... یعنی ... یعنی ... یک دروغ بزرگ ...

- می دانی زندگی یعنی چه ؟


... می دانم ... می دانم ... 


منبع : کامنت قابل تامل پریسا

 

سربلند بمونیم و ایرونی