عـــــــــــا دی




یه آی دی عادی
masihaaddee
یه پیشینه ی عادی
موضوعات عادی
آخرین یادداشت های عادی


یه آمار عادی : 553650

Powered by BlogSky.com

یکشنبه 12 آذر‌ماه سال 1385
نشونه

 

سلام

 

اول : حقه ؟!! ... ؛

 

آخرین باری که فریب خوردم

خیلی برام گرون تموم شد

چون

هیچ رقمه نمی تونستم با این سوال کنار بیام که

آخه مرد گنده ! تو با این سن و سالت

هنوزم باید گول این و اونو بخوری ؟؟!!

اما

یه مدت که گذشتو

به خودم اومدم و

دیدم واقعا این کلکی که خوردم

توی زندگیم نقش تعیین کننده ای نداشته

به خودم گفتم

توی این کارم مصلحتی بوده و

اینم نشونه ای بوده برات

نشونه ای برای این که متوجه بشی

هنوزم که هنوزه یه موجود ساده دل و زودباوری

هنوزم که هنوزه به راحتی کلاه سرت می ره

هنوزم که هنوزه اون قدر پیچیده نشدی که کسی نتونه بهت نارو بزنه

هنوزم که هنوزه اون قدر گرگ نشدی که نشه اغفالت کرد

هنوزم که هنوزه مثل بچه ها فوری دل می بندی و امیدای واهی رو جدی می گیری

هنوزم که هنوزه با وعده ی کمبزه و خیار (!!) بهار اینده ازت سواری می گیرن

و همه ی اینا یعنی این که

هنوزم که هنوزه عادی هستی

...

 

دوم : یه شب فراموش نشدنی ؛

 

 

* آمدی و چشمم گریه شد برایت
                               مقدمت مبارک چشم دل سرایت *

 

:)

 

گاهی وقتا

تو یه موقعیتایی که

می شه بهشون گفت

سربزنگاه

یا حتی روز مبادا

یه حرکتایی می شه که

خیلی با ارزشن و

خاطرشون تا همیشه به یاد می مونه

توی اون اوضاع و احوال یکی دو ماه گذشته ی مسیح

حرکت نرگسی عزیز که با وجود عزادار بودن برای مسیح جشن تولد گرفت توی وبلاگش

جشن تولد ساده و دلچسب رویای دوست داشتنی برای عمو مسیحش

جشن تولدایی که آنتیک عزیز توی سه تا وبلاگ گرفت

کامنتای روحیه بخش و به جای پریدخت عزیز

که هم از لطف و احساس پاکش و

هم از  درک و شناخت هوشمندانش ناشی می شه

نوشته های راهگشا و امیدوار کننده ی استادی بزرگ

به نام عقیق

و تبریکهای صمیمانه وپر ارزش تک تک دوستای بزرگواری که

به مسیح بیش از حد لیاقتش لطف دارن

و نهایتا

جشن تولد فیزیکی (؟؟!!) و پر مهر

دوستای واقعی برخاسته از دنیای مجازی

که واقعا شبی فراموش نشدنی رو برای مسیح رقم زد و

دوست داشتم که یه تشکر ویژه از همه ی اون بزرگوارا بکنم

( اون شب همش به یاد عزیزان دیگه ای بودم که

امکان دیدنشونو توی اون جمع صمیمی و بی ریا نداشتم )

همه و همه

مرهمهایی بودن برای تسکین ذهنی آشفته

 

 

سوم : یه تشکر عادی دیگه :

 

توی همین چند روزه

با کامنتهایی از یه دوست خوب

که با هم اختلافات اساسی در زاویه دید و باورها و روشهامون داریم

آما بازم هر دو قائلیم به این که نکات اشتراکمون به عنوان دو انسان

به همه ی اختلافامون می چربه

مواجه شدم

که سرشار بودن از لطف و محبت و نیکی

...

از کافکای عزیز هم ممنونم که به خاطر مسیح نگران شده و

اعلام آمادگی برای یاری کرده

...

اما

اگه مسیح درد دلی می کنه

یا چیزی می نویسه که دست دلشو رو می کنه

برای ناراحت کردن دیگرون نیست

برای جلب کمک و یاری هم نیست

اولا برای اینه که جای دیگه ای برای درد دل نداره

و بعد

برای این که دوستاش یه وقت از کوتاهیاش آزرده خاطر نشن

...

 

چهارم : اعتذار ! ؛

 

خدا کنه بتونم به همه ی گلایی که توی این چند روز مسیحو مدیون خودشون کردن سر بزنم

 

...

 

سربلند بمونیم و ایرونی