عـــــــــــا دی




یه آی دی عادی
masihaaddee
یه پیشینه ی عادی
موضوعات عادی
آخرین یادداشت های عادی


یه آمار عادی : 553927

Powered by BlogSky.com

جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1385
رابین هود فضایی !!!

 

سلام

 

 

 

 

اول : حاج آقا ،    تقبّل ا..ّ. !!! ؟   ؛

 

 

 

آدم خیّریه

همش تو نخ کمک به محروما و فقیر بیچاره هاس

تازه اونم نه هر کمکی

کمک هدفمند و حساب شده ای که هم دنیاشو تامین و کنه و هم آخرتشو

خدا خیرش بده

چندین میلیون خرج کرده برای درست کردن و تجهیز یه حسنیه توی جنوبی ترین منطقه از مناطق بیست و دوگانه ی تهران بزرگ

تازه توی اون منطقه هم حسنیه شو جایی راه انداخته که محرومترین و ضعیفترین مردم اون منطقه درش ساکنن

هر سال ماه محرم و رمضون و کلا همه ی مناسبتهای دینی ( چه عزاداری و چه عید ) که میان کلی خرج می کنه

تازه این غیر از کمکای میلیونی ایه که به سایر تکایا می کنه و غیر از ولیمه ها و مولودیها و خیرات دیگشه که هر کدوم از چند میلیون تومن کمتر نیست

یه مدت یه برنامه ای گذاشته بود که هر هفته فقیر بیچاره ها رو ببرن قم و جمکران و یه وعده چلوکباب مفتم بهشون بدن

متولی حسنیه ای که تاسیس کرده می گفت نمی دونم چرا مردم زیاد استقبال نمی کنن از اون همه امکانات رایگان ...

 

خب دیگه

بعضیا کفتر بازن

بعضیا ماشین بازن

بعضیام این جورین

تموم لذت و تفریح و عشقشون تو این جور کاراس

خودش می گه هر چی دارم از این برنامه ها دارم

همیشه به یاد سید الشهدا هستم و همیشه هم ابالفضل دستمو گرفته

امیدوارم با همین کارا آخر و عاقبتمو هم بخرم

...

 

وقتی داشت اینا رو برام می گفت

با این که مثل همیشه با شور و احساس خاص خودش حرف می زد

ولی نمی دونم چرا حرفاش به دلم نمی نشست

انگار منتظر بودم ببینم آخرش چی می شه

 

شده تا حالا یکی برات از چیزی یا کسی حرف بزنه و توی دلت حس کنی که اینا همش مقدمست و حرف اصلیش هنوز شروع نشده ؟؟!!

 

مسیحم وقتی این حرفا رو می شنید یه همچی احساسی داشت

همش منتظر بود که آخرشو بشنوه و ببینه اشتباه حس کرده بوده یا نه

اما وقتی دیدم که نه بابا

انگار این تعریف کردنا تمومی نداره

اومدم نظر عادی خودمو بهش بگم که

کف دست راستشو به معنای صبوری و طاقت بیشتر آورد بالا و بهم نشون داد و گفت ...

 

 

 

 

دوم : گلوی مال مردم خوارها  !! ؛

 

 

حسن آقا رو که می شناسی

همون که تو بایگانی کار می کنه

دیدی چند وقته ناراحته و کلافس و دل و دماغ سابقو نداره؟

ازش پرسیدم دلیلشو

می دونی چی می گفت ؟

چند سال پیش تو بیابونای جنوبی ترین قسمت شهر یه خونه خریده از یه شرکت ساختمانی انبوه ساز

با هر بدبختی ای بوده پول خونه رو جور کرده و داده

هزار یک جور کم و کسر و مشکل داشتن خونه های مجتمع مسکونی ای که توش ساکن شده

سازنده ؛ نه مدرسه ساخته بوده توش نه مسجد و درمونگاه و سایر امکانات عمومی

هم از نمای ساختمونا دزدیده بوده و هم از تزئینات و امکانات فضای داخلی خونه ها و هم از متراژها و هم از پارکینگ و ...

مجتمع نه آب داشته و نه برق و نه آسفالت و...

خب طبیعی بود که نتونه پایان کار بگیره

تا این که وضعیت مدیریت شهری تغییر کرد و ...

و با این تغییرات بدون این که اون بنده خدا هیچ کدوم از ایرادات ساخت وسازشو به طور کامل رفع کنه پایان کارشو از دستی غیبی دریافت کرد

اما یه مشکل جدید پیش اومده بود

و اون تاخیر در تقسیط وامهای بانکی و جریمه های سنگینی بود که شرکت انداخت گردن این بدبختایی که خونه هارو خریدن و بانکم که فقط دنبال وصول طلباشه دیگه کاری نداره از جیب کی داده بشه !!!

این بنده خدا ها به هر کجا هم که مراجعه کردن نتیجه ای نگرفتن ...

خلاصه صاب شرکت پشتش به کوه احده و این بنده خداهام دستشون به هیچ کجا بند نیست

فقط صبح تا شب کارشون نفرین و لعنته که البته اونم تا حالا نتیجه ای نداده !!!

...

 

 

 

سوم : اگه سکه دو رو داره ؛

 

 

گفتم :

خب دیگه این دو نفری که گفتی یعنی اون حاج آقای خیّر و این صاحاب شرکتو می شه گفت که دو روی یه سکه هستن

 

بازم دستاشو انگار که می خواد علامت مخصوص حاکم بزرگو نشون بده آورد بالا و جلوی لبان شتری مسیح گرفت و گفت :

کجای کاری ؟؟؟؟؟؟؟

کدوم دو نفر ؟؟!!!!!!

این صاحاب شرکت

همون حاج آقای خیریه که برات تعریف کردم

...

 

 

 

چهارم : رابین هود ؛

 

 

رابین هود همیشه برای مسیح شخصیت جذابی بوده

چه اون وقتا که رسما بچه بودم و می نشستم پای تلویزیون تا فیلمش یا کارتونشو ببینم ( مخصوصا مجموعه ی رابین هود فضایی که دیگه حرف نداشت )

 

و چه بعدها که با خوندن کتابایی مثل داستان راستان دو جای روایات شیعه رو در حال تماس با اون شخصیت دیدم

 

یه جا وقتی از تیر اندازی امام صادق تعریف می کنن که دقیقا انگار قصه ی تیراندازی رابین هودو از روی اون داستان ساختن ( با توجه به تقدم و تاخر تاریخی البته )

( نمی دونم چرا این داستان در باره ی رابین هود این قدر شناخته شده و معروفه حتی در بین ایرانیا ولی اون روایتی که در باره ی امام صادقه زیاد معرفی نشده )

 

یه جا هم وقتی که داستان اون بنده خدای خیری رو می گه که یه چیزی ( فکر کنم انار بود ) می دزدید و بین فقرا تقسیم می کرد و می گفت دزدی یک گناه داره و انفاق ده حسنه !! پس من نه تا حسنه جلو میفتم هر بار که این کارو می کنم !!!!و امام معصوم در بارش گفته بود که او یه گناه به خاطر دزدی مرتکب می شه و یه گناه به خاطر بخشش از مال دیگرون !!!

...

 

 

 

پنجم : تولی و تبری ؛

 

 

ظاهرا با این که فکر می کردم خیلی واضح و عادی نوشتم مطلب تولی و تبرام نگرانیهایی رو ایجاد کرده که هنوز رفع نشده

 

مسیح در جایگاهی نیست که بتونه چنین مباحثی رو نقد بکنه

مخصوصا که اینا جزو فروع دین هم هستن

 

ولی

نظر عادی خودشو که می تونه بگه

 

منظور اصلی مسیح از اون حرفا این بود که

مسیحی که خودشو عادی می بینه

و تو ایام عزاداری شیعیان سیاه می پوشه و به سر و صورت خودش می زنه و اشک می ریزه و کلی لعن و نفرین نثار شمر و یزید می کنه

و تو ایام سرورشون شاده

و از هیچ کوششی

جانی ، مالی ، لسانی و ... دریغ نمی کنه در این راه ؛

 

ممکنه یه روزی چشم وا کنه و ببینه که

ای دل غافل

یزید و شمر که هیچ

سگ اونا هم شرف داره به امثال خودش !!!!

 

...

 

 

 

ششم : دزدا کوشن ؟؟!! ؛

 

 

هنوز یادته اون شعری رو که نوشته بودم ؟

هنوز فرصت نکردم که مفهومشو البته از نظر عادی خودم بنویسم

هنوز می گم باشه برای بعد و

هنوز می گم که خیلی چیزا تا حالا در بارش گفتم ...

فقط این توضیح مختصرو بدم اینجا که

اون چیزی که نوشته بودم

یه ترجمه ی آمریکایی از یه شعر اسپانیایی بود

شاعرشو نمی شناسم

ولی خوانندش همون شکیرای خودمونه که قبلا در باره آیت اله بودنش توضیح داده بودم

 

...

 

 

 

 

هفتم : فیل تر ینگ؛

 

 

شکر خدا پینی تیک هم دچار فیل تر ینگ هوشمند و هدفمند ایرانی شد و

 

لوگوی مسیحم ناپدید شد !!!!!!!!

 

و شکر خدا که این فیل تر ینگ (!!) هم همراه با تمهیدات مقدماتی کافی برای تامین محلی توی  وب که بشه عکسای عادی رو توش آپلود کرد انجام شده !!!!!!!

 

خب دیگه

همه کارامون بهمون باید به هم بیاد ...

 

...

 

 

 

 

هشتم : mp3 ؛

 

 

دیگه مجبورم کم بنویسم ...

 

به قول یکی از دوستان

باید با نون بنویسم که سیر شم !!!

پس تا همینجا بسه

 

فقط اگه دوست داشتی قسمت سوم اینم  به مناسب فردا بخون

 

...

 

 

سربلند بمونیم و ایرونی