عـــــــــــا دی

دی 1388
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



یه آی دی عادی
masihaaddee
یه پیشینه ی عادی
موضوعات عادی
آخرین یادداشت های عادی


یه آمار عادی : 377066

Powered by BlogSky.com


سریال های کره ای جدید سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 30 دی ماه سال 1388
نقطه




سلام


در حاشیه ی کتاب

                           چون نقطه ی شک

                                                        بی کار نی ام

                                                                             اگر چه در کار نی ام


...


سربلند بمونیم و ایرونی


یکشنبه 15 آذر ماه سال 1388
ادامه ی بازم کابوس ؟


 

عید غدیر مبارک


سلام

اول : کابوس ؛


به کجا رسیده بودیم توی پست قبلی ؟

آها

گفتم وقتی گرفتار کابوس می شی
اون قدر ذهن و هوش و حواست درگیر خطریه که حس می کنی تهدیدت می کنه که
اصلا نمی تونی به موقعیت نامعقول و غیر عادی ای که درشی
فکر کنی و
ارزیابیش کنی

این حالت
راز قدرت کابوسه و
منشا ترسی که به تموم وجودت مستولی می شه

حقیقتش اینه که
من و تو
وقتی با کابوس درگیریم
توی موقعیتی غیر عادی قرار داریم که
چندان شناختی ازش نداریم
و این عدم شناخت
می تونه باعث بشه که
از چیزی که باید
نترسیم
و از چیزایی که نباید
بترسیم

و یا حتی گاهی
مثل وقتایی که
سوراخ دعا رو گم می کنیم
سوراخ ترسو هم گم کنیم
یعنی
به خیال این که
داریم از چیزی که باید بترسیم می ترسیم
از چیزی بترسیم که
ترس نداره
یا ...

...


دوم : تجربه ؛

می گن
مار گزیده
از ریسمون سیاه و سفید می ترسه

این به خاطر اینه که
شرطی شدن
از خاصیتای مهم و حیاتی
و گاهی دست و پا گیر ذهنای عادیه

این که
با دیدن شرایط و موقعیتای ناجور
فورا احساس خطر کنیم و
در موقعیت تدافعی قرار بگیریم و
اگه خودمونو قادر به دفاع ندونیم
به فکر فرار یا کمک خواستن باشیم

در واقع ما گاهی وقتا در هنگام احساس خطر
باید مثل یه حیوان
به سرعت بتونیم اقدام به دفاع یا فرار بکنیم
نه اینکه بشینیم و فکر کنیم و
اوضاعو تجزیه و تحلیل کنیم
چون
در این صورت
جونورای درنده ای که تهدیدمون می کنن
بهمون امون نمی دن

به همین خاطره که یه سری مجموعه های رفتاری مشخص
به صورت پکیجایی تو وجودمون هست
که در موارد اضطراری
که زمان اهمیت حیاتی پیدا می کنه
به صورت خودکار
کنترل وجودمونو در دست می گیرن و
رفتارای خاصی رو
برای حفظ جونمون و منافعمون بروز می دن

سوم : اصلاحات ؛

خب
بعضیا  می گن که
آدم اگه بخواد آدم باشه
باید از حیوانیت فاصله بگیره و
این پکیجای رفتاری از پیش آماده رو
توی وجود خودش از بین ببره و نابود کنه
تا در همه حال خودش (؟) حاکم بر رفتارش باشه

بعضیام می گن که
دستکاری توی این مجموعه های رفتاری
و نابودیشون
در واقع دستکاری توی خلقت خداوندیه و
باعث می شه بشر از فطرت اولیه ی خودش دور بشه و
در مواقع لزوم
با مشکل مواجه بشه

بعضیای دیگه هم می گن که
باید بتونیم
این پکیجا رو برای روز مبادا نگه داریم
ولی اولا باید اون طوری که مناسبه اصلاحشون کنیم و
ثانیا
مدیریت اجراشونو هم در دست بگیریم

این که
کدوم این حرفا درست تره
موضوع این بحث نیست
موضوع اینه که
توی کابوس
ما در چنین شرایطی قرار می گیریم

شرایطی که
در موقعیتی ناشناخته قرار داریم که
نه محیط اطرافمون حالت عادی داره
و نه از عامل یا عوامل تهدید شناخت کافی داریم

...

ادامه داره


سربلند بمونیم و ایرونی



جمعه 29 آبان ماه سال 1388
بازم کابوس ؟

سلام

اول : کابوس ؛

تا حالا کابوس دیدی ؟

شده توی خواب از کسی یا چیزی یا موقعیتی
وحشت کنی و
بخوای فرار کنی و
حس کنی که و یا ببینی که
اون موقعیت یا کس یا چیز
ول کنت نیستن و
اون قدر سمج بازی درمیارن تا بهت آسیب برسونن ؟
می دونی توی همچی موقعیتایی باید چی کار کنی ؟

خب
مسیح عادی به عنوان کسی که
در انواع و اقسام کابوسهای شبانه تجربه های زیادی داره
به تجربه دریافته که
بهترین و موثرترین کار اینه که
بفهمی که خوابی

اگه این اتفاق بیفته توی خواب
که بفهمی همه ی این ماجراها داره تو خواب اتفاق میفته
اون وقت می شه گفت که
نود در صد راهو برای رهایی از ترس کابوس
و در پی اون
رهایی از خود کابوس رفتی

...

دوم : تجربه ی عادی ؛


معمولا توی کابوس
اتفاقاتی می افته که
توی عالم بیداری
فقط می شه توی کارتون یا فیلمای اکشن ... تخیلی دیدشون !

داری توی خیابون می دویی
یه هو خودتو توی یه کوره راه کوهستانی می بینی که
بزای کوهیم به سختی می تونن ازش عبور کنن
یا توی یه راه پله که
تمومی نداره و
امکان نداره
توی بیداری توان طی کردن اون همه پله رو داشته باشی
تازه بعضی جاهاشم نیمه ساخته
یا تخریب شدس
یا لبه ی یه دیوار که
اگه بتونی بهش فکر کنی
می بینی که اصلا راهی برای بالا رفتن
و رسیدن به اونجا جود نداشته که حالا بخوای ازش بیای پایین
اما
معمولا
اون قدر ذهن و هوش و حواست درگیر خطریه که حس می کنی تهدیدت می کنه که
اصلا نمی تونی به موقعیت نامعقول و غیر عادی ای که درشی
فکر کنی و
ارزیابیش کنی

...

ادامه داره


سربلند بمونیم و ایرونی



پنجشنبه 30 مهر ماه سال 1388
خزون ...

.

پاییزه

پاییـــــزه

گلبرگ خزون

تو دشت جنون

می ریـــزه

...

سلام

... 

 

 

سربلند بمونیم و ایرونی 

 


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>